ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
265
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) مىكند * عمر دستور داد اموال فرماندارانش ثبت و نوشته شود و از جمله سعد بن ابى وقاص را ، كه عمر اموال آنها را دو نيم كرد ، نيمى را گرفت و نيمى را به خودشان واگذاشت . همچنين واقدى از سفيان بن عيينه ، از مطرف ، از شعبى هم نقل مىكند * چون عمر كسى را به فرماندارى مىگماشت مال او را بررسى مىكردند و مىنوشتند . واقدى از سهل بن حنيف روايت مىكند * عمر مدتى از اموال بيت المال هيچ گونه استفادهاى نمىكرد تا اينكه نيازى پيدا كرد و اصحاب پيامبر ( ص ) را فرا خواند و با آنان رايزنى كرد و گفت : من در كار خلافت مشغول و سرگرم شدم ، چه مقدار از آن مىتوانم بهرهمند شوم ؟ عثمان بن عفان گفت : بخور و بخوران . سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل هم همچنين گفت . عمر به على ( ع ) گفت : شما در اين مورد چه مىگويى ؟ فرمود : حق خوردن غذاى ظهر و شب خود را دارى و عمر همان را پسنديد و رفتار مىكرد . واقدى از سعيد بن مسيب هم روايتى نزديك به همين نقل مىكند * عمر گفت : اين طوق اكنون به گردن من افتاده است چه مقدار از اموال بيت المال براى من حلال و رواست ؟ على ( ع ) فرمود : غذاى ظهر و غذاى شب ، گفت : راست مىگويى . واقدى از ابن عمر نقل مىكند * عمر به اندازهء خوراك روزانهء خود و خانوادهاش و به آن اندازه كه در تابستان حله بپوشد از بيت المال استفاده مىكرد و چه بسا كه ازارش پاره و كهنه مىشد و بر آن رقعه مىدوخت تا سال بعد . و گويد ، در هر سال هر چند مال بيشتر بود ولى جامههاى او پستتر و كهنهتر از سال پيش بود ، حفصه در اين باره با او سخن گفت ، عمر پاسخ داد كه من از خزانهء مسلمانان جامه مىپوشم همين مرا بس است . واقدى از موسى بن محمد بن ابراهيم ، از پدرش نقل مىكند * عمر بن خطاب هر روز دو درم براى خود و خانوادهاش خرج مىكرد و در سفر حج خود يكصد و هشتاد درم خرج كرد . همچنين واقدى از ابن زبير نقل مىكند * عمر در سفر حج خود يكصد و هشتاد درم خرج كرد و گفت : از اين مال اسراف كرديم . همچنين واقدى از ابن عمر نقل مىكند * عمر در سفر حج خود شانزده دينار خرج كرد و گفت : اى عبد الله ابن عمر متوجه باش كه اسراف كرديم . و گويد ، اگر هر دينار معادل دوازده درم باشد اين هر دو مبلغ تقريبا يكى است . واقدى از عروة ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است چون عمر به خلافت رسيد